چرا در عروسی رو بدیوار و چنین سوزناک می نوازد
در این ویدیو مراسم عروسی را می بینید که مربوط به عشایر قشقایی استان فارس است. نوازنده ساز رو بدیوار ساز غمناک و سوزناکی را مینوازد. پسر جوانی که دو خواهر آن سر بر شانه جوان غم انگیز و سوزناک آواز می خوانند. در ادامه ویدیو عروسی را مبینیم که خانواده اش در کنار او ماتم زده اند و...
اصطلاح روم به دیوار کنایه از چیست؟
۱- کنایه از شرمگین و خجالت زده شدن فرد است. یعنی قرار گرفتن در موقعیت بحرانی و مشوش شدن فکر و روان شخص!
۲- معنای نزدیک و تحت اللفظی: یعنی کسی برای ندیدن صحنه ای، روی خود را سمت دیوار کند.
خونبَس رسمی است که در گذشته مردم استانهای خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان برای جلوگیری از ادامهٔ جنگ و دعوا و پایاندادن به قتل، کشتار و اصلاح روابط خانوادهها به آن مبادرت میورزند. در این رسم حضور ریش سفید اقوام اجبار است.
اجرای این رسم تنها مختص به جغرافیا و فرهنگ مردم ساکن در استان کهگیلویه و بویراحمد نبود؛ خونبس در میان همهٔ اقوام و طوایف ساکن در جغرافیای ایران از مردم استانهای لرستان، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، ایلام، کردستان، کرمانشاه، تا بخشهایی از فارس، بوشهر، گلستان، خوزستان و کرمان رایج بود.
در کشورهای دیگر مانند پاکستان این رسم با عنوان ونی یا سوارا، در افغانستان به نام بددادن، در ترکیه به نام کان بردل و در عراق به اسم فصل شناخته میشود.
حالا دوباره مرور کنیم.
آن جوانی که ابتدای فیلم، در میان دو دختر می بینید، قاتل است.به هر دلیل، قاتل است و قضا حکم به قصاص با طناب دار داده است. اما حکم بزرگان ایل و طایفه، ورای حکم قضاست و چیز دیگریست.
محل وقوع قتل، فیروز آباد فارس است. ایل قشقایی طائفه شش بلوکی. به جای حکم قصاص، به سنت ایل روی آورده اند (خون بس)، عروس کردن خواهر قاتل، برای خانواده مقتول.
نوازنده ایل به نام استاد ابراهیم رو به دیوار هنر نمایی آغار می کند و ساز غمانه می نوازد، یا ساز وارونه، و اشک همه را در می آورد. مرد قاتل، تجسم یک زندانی رنج دیده ی رنگ و رخسار باخته.
در میان اشک و آواز خواهران، چون تندیسی سنگی سرد و بی روح ایستاده است و معلوم نیست به آواز فراقی خواهران دل سپرده است. ساز غمونه در عروسی خواهرش یا نظاره گر به مسلخ رفتن خواهر ایثارگر خود است. عروسی است و اگر عروس در لباس سفید پیدا نبود، بینده تصور مصیبتی جانکاه می کرد.
آری، دختر فداکار، به مسلخ عشق می رود تا خون بس شود.او سیاووش وار آماده است تا هرچه از زندگی و عشق و آرزو و امید در مخیله اش پرورانده بود، فرش قدم های راسخ خود کند تا شاهد طناب دار بر حلقوم برادرش نباشد
برای دیدن ویدیو کلیک کنید